Top list




Products   » Persian Books » Persian Poems » Product

Complete Collection of Poems by Nima Youshij

Complete Collection of Poems by Nima Youshij

Complete Collection of Poems by Nima Youshij

مجموعه کامل اشعار - فارسی و طبری، نیما یوشیج

Complete Collection of Poems - Persian and Tabari by Nima Youshij

مشخصات اثر

عنوان:

مجموعه کامل اشعار - فارسی و طبری

نام نویسنده:

علی اسفندیاری با نام هنری نیما یوشیج

نام ویراستار:

گردآوری، نسخه برداری و تدوین سیروس طاهباز با نظارت شراگیم یوشیج

تاریخ چاپ:

۱۳۷۰

محل چاپ:

تهران

نوبت چاپ:

نخست

ناشر:

انتشارات نگاه

قطع کتاب (میلی‌متر):

وزیری ۲۴۴ در ۱۸۰ در ۵۵

نوع جلد:

گالینگور

نوع چاپ:

تک رنگ

نوع کاغذ:

معمولی

تعداد صفحات:

۸۴۰

وزن کتاب (گرم):

۱۴۰۰

شابك:

7-02-6174-964

بهاء (کرون سوئد):

۴۲۰

موضوع کتاب:

شعر فارسی - قرن ۱۴

فهرست مندرجات:

یادداشت معین ۷

یادداشت آل احمد ۸

یادداشت طاهباز ۹

قصه‌ی رنگ پریده ۱۷

 

ای شب ۳۴

منت دونان ۳۶

افسانه ۳۷

شیر ۶۰

 

چشمه‌ی کوچک ۶۵

یادگار ۶۷

انگاسی ۶۹

بز ملا حسن ۶۹

 

گل نازدار ۷۱

مفسده‌ی گل ۷۲

گل زودرس ۷۳

محبس ۷۳

 

خارکن ۸۳

روباه و خروس ۸۴

جامه‌ی نو ۸۵

خانواده سرباز ۸۶

 

از ترکش روزگار ۱۰۷

به یاد وطنم ۱۰۸

بشارت ۱۱۰

تسلیم‌شده ۱۱۱

 

شمع کرجی ۱۱۲

قو ۱۱۴

قلب قوی ۱۱۶

گرگ ۱۱۷

 

آواز قفس ۱۱۹

جامه‌ی مقتول ۱۱۹

نامه ۱۲۰

پسر ۱۲۲

 

شهید گمنام ۱۲۳

سرباز فولادین ۱۲۶

انگاسی ۱۴۲

به رسام ارژنگی ۱۴۳

 

خواجه احمد حسن سم میمندی ۱۴۴

عبدالله طاهر و کنیزک ۱۴۴

خروس ساده ۱۴۶

کرم ابریشم ۱۴۶

 

اسب‌دوانی ۱۴۷

کچبی ۱۴۸

عقاب نیل ۱۴۸

عمو رجب ۱۵۰

 

خریت ۱۵۰

صدای چنگ ۱۵۱

انگاسی ۱۵۲

انگاسی ۱۵۲

 

کبک ۱۵۳

خروس و بوقلمون ۱۵۳

عقوبت ۱۵۴

بهار ۱۵۴

 

سال نو ۱۵۵

پرنده‌ی منزوی ۱۵۶

آتش جهنم ۱۵۶

میرداماد ۱۵۷

 

در جوار سخت سر ۱۵۷

دیهقانا ۱۵۹

خوشی من ۱۶۰

هیئت در پشت پرده ۱۶۱

 

خاطره امزناسر ۱۶۱

خاطره مبهم ۱۶۳

گنبد ۱۶۳

نعره‌ی گاو ۱۶۴

 

فضای بیچون ۱۶۵

صبح ۱۶۶

دود ۱۶۷

قلعه‌ی سقریم ۱۶۸

 

ققنوس ۲۲۲

غراب ۲۲۴

مرغ غم ۲۲۵

می‌خندد ۲۲۷

 

دانیال ۲۲۸

مرغ مجسمه ۲۳۳

وای بر من ۲۳۴

پدرم ۲۳۵

 

گل مهتاب ۲۳۸

لاشخورها ۲۴۰

ای عاشق فسرده ۲۴۱

زیبائی ۲۴۲

 

خانه‌ی سرپویلی ۲۴۴

پریان ۲۷۴

اندوهناک شب ۲۸۰

هیبره ۲۸۴

 

همسایگان آتش ۲۸۵

شکسته پر ۲۸۶

خنده‌ی سرد ۲۸۷

امید پلید ۲۸۸

 

گم‌شدگان ۲۹۳

پانزده سال گذشت ۲۹۳

وقت است ۲۹۵

خواب زمستانی ۲۹۵

 

منِ لبخند ۲۹۷

لکه‌دار صبح ۲۹۹

جغدی پیر ۳۰۱

آی آدمها ۳۰۱

 

یاد ۳۰۳

بوجهل من ۳۰۴

نه او نمرده است ۳۰۴

خرمنها ۳۰۶

 

سایه‌ی خود ۳۰۷

تابناک من ۳۰۸

نیما ۳۰۸

بازگردان تن سرگشته ۳۰۹

 

منظومه به «شهریار» ۳۱۰

با غروبش ۳۲۵

مادری و پسری ۳۲۶

ناروایی به راه ۳۳۲

 

مردگان موت ۳۳۵

کینه‌ی شب ۳۳۶

ناقوس ۳۳۸

مانلی ۳۵۰

 

پی دارو چوپان ۳۸۷

بخوان ای همسفر با من ۴۰۲

گنج است خراب را ۴۰۵

داستانی نه تازه ۴۰۶

 

شب دوش ۴۰۶

روز بیست و نهم ۴۰۸

حباب ۴۱۰

شب قورُق ۴۱۱

 

کار شب‌پا ۴۱۲

وقت تمام ۴۱۷

که می خندد؟ که گریان است؟ ۴۱۸

از عمارت پدرم ۴۱۹

 

خروس می خواند ۴۲۰

او را صدا بزن ۴۲۲

پادشاه فتح ۴۲۴

از دور ۴۳۱

 

گندنا ۴۳۱

روی جدارهای شکسته ۴۳۲

در فروبند ۴۳۴

نام بعضی نفرات ۴۳۶

 

عود ۴۳۷

آقا توکا ۴۳۸

جوی می‌گرید ۴۴۰

می‌خندد ۴۴۱

 

آنکه می‌گرید ۴۴۱

ابجد ۴۴۳

مهتاب ۴۴۴

در شب تیره ۴۴۵

 

او به رویایش ۴۴۶

شاه کوهان ۴۵۱

تلخ ۴۵۲

اجاق سرد ۴۵۳

 

هنگام که گریه می‌دهد ساز ۴۵۴

مرگ کاکلی ۴۵۵

با قطار شب و روز ۴۵۶

ماخ‌اولا ۴۵۷

 

بر فراز دشت ۴۵۸

سوی شهر خاموش ۴۵۹

جاده خاموش است ۴۶۶

بر فراز دودهایی ۴۶۷

 

باد می گردد ۴۶۸

نطفه‌بند دوران ۴۶۹

هاد ۴۷۰

در ره نهفت و فرازده ۴۷۳

 

یک نامه به یک زندانی ۴۷۴

در بسته‌ام ۴۸۴

چراغ ۴۸۶

در شب سرد زمستانی ۴۸۷

 

تا صبح‌دمان... ۴۸۸

هنوز از شب... ۴۸۹

مرغ شباویز ۴۹۰

شب است ۴۹۰

 

مرغ آمین ۴۹۱

حکایت ۴۹۸

قایق ۴۹۹

آهنگر ۵۰۰

 

در نخستین ساعت شب ۵۰۱

خونریزی ۵۰۳

داروگ ۵۰۴

خانه‌ام ابری است... ۵۰۴

 

ری را ۵۰۵

همه شب ۵۰۶

در کنار رودخانه ۵۰۷

دل فولادم ۵۰۸

 

روی بندرگاه ۵۰۹

شب‌پره‌ی ساحل نزدیک ۵۱۰

هست شب ۵۱۱

فرق است ۵۱۲

 

برف ۵۱۲

سیولیشه ۵۱۳

در پیش کومه‌ام ۵۱۴

کک‌کی ۵۱۵

 

بر سر قایقش ۵۱۶

پاسها از شب گذشته است ۵۱۶

ترا من چشم در راهم ۵۱۷

شب همه شب ۵۱۷

 

رباعیات ۵۱۹

چند قطعه، قصیده، غزل ۵۷۵

واژه‌نامه‌ی طبری ۶۰۵

واژه‌نامه‌ی دوم ۶۰۹

 

روجا، دیوان شعرهای طبری ۶۱۱

 

 

 

گزیده متن كتاب:

آی آدمها

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یک نفردر آب دارد می سپارد جان.

یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،

آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتستید دست ناتوانی را

تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،

آن زمان که تنگ میبندید

برکمرهاتان کمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره،جامه تان بر تن؛

یک نفر در آب می‌خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد

باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه‌هاتان را ز راه دور دیده

آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون

می‌کند زین آبها بیرون

گاه سر، گه پا.

آی آدمها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،

می زند فریاد و امّید کمک دارد

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!

موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش

می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:

-"آی آدمها"...
و صدای باد هر دم دلگزاتر،

در صدای باد بانگ او رهاتر

از میان آبهای دور و نزدیک

باز در گوش این نداها:

-"آی آدمها"...

در باره نگارنده:

علی اسفندیاری، مردی كه بعدها به «نیما یوشیج» معروف شد، در بیست و یکم آبان ماه سال ۱۲۷۶ مصادف با ۱۱ نوامبر ۱۸۹۷ در یكی از مناطق كوه البرز در منطقهای بهنام یوش، از توابع نور مازندران، دیده به جهان گشود.
او ۶۲ سال زندگی كرد و اگرچه سراسر عمرش در سایه مرگ مداوم و سختی سپری شد؛ اما توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را كه تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می نمود، با شعرها و رای‌های محكم و مستدلش، تحول بخشد.
پدر نیما سواركاری شجاع و آتشین مزاج موسوم به ابراهیم خان اعظام السلطنه از دودمانهای قدیمی مازندران بود و به گله داری و كشاورزی اشتغال داشت. وی از هنر موسیقی و خطاطی نیز بهره مند بود. مادرش نیز زنی با ذوق و فرهیخته بود.
نیما دوران کودکی را در دامان طبیعت و در میان شبانان و «ایلخی بانان» گذراند كه به هوای چراگاه، به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می كنند و شب بالای كوه ها به دور هم جمع می شوند و آتش می افروزند.
وی در زندگی نامه خود نوشته ، زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخانان گذشت كه به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق قشلاق میكردند وشبها بالای كوهها ساعتهای طولانی دور هم جمع می شدند.
از تمام دوره بچگی خود من به جز زد وخوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی كوچ نشینی و تفریحات ساده آنها در آرامش یكنواخت و كور و بی خبر از همه جا چیزی به خاطر ندارم.
نیما تا ۱۲ سالگی در «یوش» بود و بعد از آن به تهران آمد و روبه روی مسجد شاه كه یكی از مراكز فعالیت مشروطه خواهان بوده است؛ در خانهای استیجاری، مجاور مدرسه دارالشفاء مسكن می گزیند. پدر علی شبها به وی «سیاق» می آموخت و مادرش كه حكایاتی از «هفت پیكر» نظامی و غزلیاتی از حافظ حفظ داشت را به وی می آموخت .او ابتدا به دبستان «حیات جاوید» می رود و پس از چندی، به یك مدرسه كاتولیك كه آن وقت در تهران به مدرسه «سن لویی» شهرت داشته، فرستاده میشود بعدها در مدرسه، مراقبت و تشویق یك معلم خوشرفتار كه «نظام وفا» ـ شاعر بنام امروز ـ باشد، او را به شعر گفتن می اندازد. و نظام وفا استادی است كه نیما، شعر بلند «افسانه» كه به قولی، سنگ بنای شعر نو در زبان فارسی است را به او تقدیم كرده است.
نیما تابستان ها به زادگاه خود می رفت و این كاری بود كه بعد ها هم ترك نكرد و تا آخر عمر ادامه داد
او نخستین شعرش را در ۲۳ سالگی مینویسد؛ یعنی همان مثنوی بلند «قصه رنگ پریده» كه خودش آنرا یك اثر بچگانه معرفی كرده است و می گوید: «من پیش از آن شعری در دست ندارم». این قصه را نیما در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی سروده و یك سال بعد انتشار داده و بعد قسمت هایی از آن به نام «دلهای خونین» در منتخبات آثار، تألیف محمد ضیاء هشترودی، نقل شده است.
نیما بعد از فراغت از تحصیل در مدرسه سن لویی در سال ۱۲۹۸ به كار در وزارت دارایی پرداخت اما بعد از مدتی از این كار دست كشید. دو سال بعد، با گرایش به مبارزه مسلحانه علیه حكومت قاجار اقدام به تهیه اسلحه میكند. در همین سالهاست كه می خواهد به نهضت مبارزان جنگلی بپیوندد؛ اما بعدا منصرف میشود
نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتكار و نوآفرینی را از این رهگذر كسب كرد و به عنوان یكی از پایه های رهبری سبك نوین قرار گرفت.
نیما در دی ماه ۱۳۰۱ قطعه های « ای شب» و « افسانه » نخستین اشعار دوره جوانی خود را، كه ملاك ارزیابی شخصیت هنری وی هستند، به وجود می آورد. قطعه « ای شب» كه از یك سال پیش «دست به دست خوانده و رانده شده بود» در پاییز سال ۱۳۰۱ شمسی در روزنامه هفتگی « نوبهار» «مجله قرن بیستم به سردبیری میرزاده عشقی» به چاپ میرساند
در سالهای ۱۳۰۵ دفترچه ای از اشعار نیما كه منظومه «خانواده سرباز» و سه قطعه كوتاه در آن بود، منتشر شد.
نیما به خود و نتیجه كار خود اطمینان داشت. اول پیش خودش فكر كرده بود كه هركس كار تازه ای می كند سرنوشت تازه ای هم دارد.او به كاری كه ملت به آن محتاج بود، اقدام كرده بود. حقیقت این است كه نیما هنوز در این راه از دیگر كسانی كه پیش از او معایب شعر سازی به طرز قدما را دریافته و در پی راه های نوینی بودند، متجددتر نبود.
اما آگاهی بیشتر او به لطایف زبان فارسی و آشنایی مستقیم وی با ادبیات فرانسه و عاری بودن بیان او از بعضی لغات و عبارات و جمله بندیهای نامأنوس و به خصوص طبع شاعرانه او، به وی اجازه داد كه دعاوی همكاران خود را با دادن نمونه هایی بهتر و جالبتر و عملاً اثبات كند.
نیما طرح نظریات هنری را حرف می دانست و بیش از حرف به عمل پرداخته بود. كارنیما، برخلاف كار رفقای دیگرش، عجولانه و نسنجیده نبود. او نمی خواست محافظان را در همان قدم اول یكسره و یكباره از خود روگردان كند. چنان است كه گویی استنباط كرده بود هموطنان وی به شكل و قالب شعر و الفاظی كه در آن به كار می رود، بیشتر دلبستگی دارند تا به مضمون آنها. كار شاعر جوان در نخستین قدم هنوز « شكستن و فروریختن» نبود. او از اصول جاریه شعر فارسی منحرف نشد و شعرهای اولیه خود را در همان قالبهای معمول و معهود ریخت.
وزن و قافیه را بجای خود گذاشت و قافیه ها را برای آنكه پشت سر هم تكرار نشود، یك مصرع فاصله داد و دیگر پیرامون قافیه ای كه آورده بود نگذاشت تا از تأثیر یكنواخت و نامطلوب قافیه های مسلسل و مكرر بكاهد و بدین ترتیب غزل با تغزل نوینی با مفردات خوب و تركیب درست پدید آورد كه دردها و غمهای شاعر یا به عبارت بهتر دردهای جامعه را ترنم می كرد.
نیما علاوه بر شكستن برخی قوالب و قواعد، در زبان قالب های شعری تاثیر فراوانی داشت؛ او در قالب غزل ـ به عنوان یكی از قالبهای سنتی ـ نیز تاثیر گذار بوده؛ به طوری كه عده ای معتقدند غزل بعد از نیما شكل دیگری گرفت و به گونه ای كاملتر راه خویش را پیمود.
نیما بعد از سالها تلاش در عرصه شعر و ادبیات در زمستان ۱۳۳۸ دلش هوای یوش كرد و خواست به آغوش طبیعت زادگاهی باز گردد. به علت سرمای شدید یوش، به ذاتالریه مبتلا شد
و عاقبت در اواخر عمر این شاعر بزرگ، درحالی بود که برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداد و در تاریخ ۱۳ دیماه ۱۳۳۸، نیما یوشیج، آغازكنندهی راهی نو در شعر فارسی، برای همیشه خاموش شد. او را در تهران دفن كردند؛ تا اینكه در سال ۱۳۷۲ طبق وصیتش، پیكرش را به یوش برده و در حیاط خانه محل تولدش به خاك سپردند.

آثار علی اسفندیاری - نیما یوشیج
۱۳۰۱
◊ قصه رنگ پریده، خون سرد(مجموعه شعر)- مطبعه سعادت
۱۳۰۵
◊ فریادها (مجموعه شعر) - خیام
۱۳۲۳
◊ مرقد آقا (داستان)- كلاله خاور
۱۳۲۹
◊ افسانه (منظومه) – علمی
۱۳۲۹
◊ دونامه - بی نا
۱۳۳۵
◊ ارزش احساسات (مقالات تحقیقی)- صفی علیشاه
۱۳۳۶
◊ مانلی (شعر) - صفی علیشاه
۱۳۳۹
◊ افسانه و رباعیات (شعر)- كیهان
۱۳۴۴
◊ ماخ اولا (مجموعه شعر) - شمس تبریز
۱۳۴۵
◊ شعر من (مجموعه شعر) - جوانه
۱۳۴۶
◊ شهر شب شهر صبح (مجموعه شعر) - مروارید
۱۳۴۶
◊ ناقوس (مجموعه شعر) - مروارید
۱۳۴۶
◊ آب در خوابگه مورچگان (مجموعه شعر) - امیركبیر
۱۳۴۸
◊ یادداشت ها و مجموعه اندیشه (درباره شعر) - امیركبیر
۱۳۴۹
◊ قلم انداز (مجموعه شعر) - دنیا
۱۳۴۹
◊ آهو و پرنده ها (داستان) - كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان
۱۳۵۰
◊ توكایی در قفس (داستان) - كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان
◊ كندوهای شكسته (داستان) - نیل
◊ فریادهای دیگر و عنكبوت رنگ (مجموعه شعر) - جوانه
◊ دنیا خانه من است (مجموعه نامه) - رمان
۱۳۵۱
◊ ارزش احساسات و ۵ مقاله در شعر و نمایش (مقالات تحقیقی) – گوتنبرگ
◊ حرفهای همسایه (درباره شعر) - دنیا
◊ كشتی و طوفان (مجموعه نامه) – امیركبیر
۱۳۵۲
◊ مانلی و خانه سریویلی (مجموعه شعر) - امیركبیر۱۳۵۴
◊ حكایات و خانواده سرباز (مجموعه شعر) - امیركبیر
◊ نامه های نیما به همسرش عالیه - آگاه
◊ ستاره ای در زمین (مجموعه نامه) - طوس
۱۳۶۳
◊ نامه های نیما یوشیج به… (مجموعه نامه) - آبی
۱۳۶۴
◊ مجموعه آثار نیما یوشیج - ناشر
◊ درباره شعر و شاعری (درباره شعر) - دفترهای زمانه
۱۳۶۸
◊ نامه ها - دفترهای زمانه
۱۳۷۰
◊ مجموعه كامل اشعار نیما یوشیج – نگاه۱۳۷۶
◊ نیما یوشیج، مجموعه شعرهای نو، غزل، قصیده و قطعه - اشاره
◊ مجموعه كامل نامه های نیما یوشیج - علم
◊ نامه های نیما - نگاه
۱۳۷۹
◊ غول و نقاش - ماه ریز
◊ دو سفرنامه از نیما یوشیج - سازمان اسناد ملی ایران.(روزنمای ادبیات ایران ،نشر روزگار)

 



Complete Collection of Poems - Persian and Tabari by Nima Youshij
Partno: Description: Price: Qty:
120513 Complete Collection of Poems by Nima Youshij 446,00 SEK/st

Back

right